كتاب طلا با تخفيف
سبد خرید

سلام بر ابراهیم-2

9786007841402

فروشنده : کتاب طلا

آماده ارسال

تعداد 2 جلد در انبار موجود می باشد

۴۵,۰۰۰ ۳۸,۲۵۰ تومان
۱۵ ٪
افزودن به سبد خرید

ویژگی های محصول

  • نویسنده :
    گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
  • نوبت چاپ : سی و نهم
  • سال چاپ : 1401
  • تعداد صفحه : 228
  • نوع جلد : شومیز

موارد بیشتر

قسمتی از پی دی اف کتاب:

محصولات مرتبط
سلام بر ابراهیم-1 ٪۱۰

سلام بر ابراهیم-1

۵۰,۰۰۰

۴۵,۰۰۰ تومان

نقد و بررسی اجمالی

Hello to Ibrahim-2

کتاب سلام بر ابراهیم جلد دوم اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در دسته بندی کتاب های زندگی نامه قرار دارد درباره یکی از شهدای گمنام جنگ ایران و عراق به نام ابراهیم هادی است که زندگی ‌نامه‌ مختصری از وی دارد.
بخش جالب این کتاب روایت خاطراتی از دوستان و اعضای خانواده این شهید می باشد، که بیش از هفتاد مصاحبه را شامل می شود.
این کتاب مخاطبان را با این شهید که در عین سادگی و بی آلایشی دارای ابعاد وسیع و اثر گذاری است، آشنا می کند. همچنین مخاطبان می توانند شخصیت این پهلوان بی مزار را از دیدگاه نزدیکان او هم ببیند.

ادامه مطلب

کتاب سلام بر ابراهیم-2 به چه کسانی پیشنهاد می شود؟

خواندن این کتاب که در فروشگاه اینترنتی کتاب طلا با تخفیف عرضه می شود را به دوست داران موضوعات زندگی نامه شهدا، کتاب‌های خاطرات و علاقه مندان خاطرات دوران جنگ تحمیلی و همچنین کسانی که می خواهند درس آزادگی بیاموزند و برای اصلاح امر دنیا و آخرت خود به دنبال الگوی مناسبی هستند پیشنهاد می شود.

چرا باید کتاب سلام بر ابراهیم-2 را مطالعه کنیم؟

کتاب سلام بر ابراهیم جلد دوم اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی درباره شهیدی مفقود الاثری است که نزدیکان وی خاطرات ایشان را بیان می کنند که می تواند به تمام انسان ها درس زیستن و درست بندگی کردن و حرکت صحیح در مسیر حق را بیاموزد.

بخشی از متن کتاب سلام بر ابراهیم-2:

کتاب سلام بر ابراهیم2-کتاب طلا

من و دوستانم حدود پانزده نفر بودیم که برای نابودی توپخانه دشمن رفتیم و در مرحله اول عملیات مطلع الفجر، پشت جبهه دشمن محاصره شدیم. ما برای از بین بردن توپخانه دشمن رفتیم اما...
آن جا ابراهیم بود که به داد ما رسید. او را برای اولین بار در آن وانفسا دیدم.
اما من در مراحل بعدی عملیات به سختی مجروح شدم. دستم از کار افتاد. با این که اهل کرمانشاه بودم، مجبور شدم برای کار های پزشکی به تهران بیایم.
ابراهیم که این مطلب را فهمید، نگذاشت جایی بروم. مرخصی گرفت و با من آمد.
چند روز مهمان منزل ابراهیم بودیم. به خانواده، خصوصا مادر ابراهیم خیلی زحمت دادیم.
او موتور یکی از رفقایش را گرفت و مرتب به دنبال کار پزشکی ما بود. 
بعد از این ماجرا به دوستانم گفتم که در تهران جوانی وجود دارد که مهمان نوازیش، از همشهریان کرد ما بیشتر است و...

مشخصات